یکی از ویژگی های منحصر به فرد دودمان شاهنشاهی ساسانی ، داشتن چندین شاهنشاه است که هم از نگر نظامی و هم فرهنگی شخصیت هایی قابل توجه در روزگار خود بوده اند و تا امروز هم نامشان هم در فرهنگ و هم سیاست میدرخشد. شاپور یکم، بهرام گور ، خسرو انوشیروان ، خسرو دوم (پرویز) نمونه هایی از این شاهان ساسانی هستند. در این نوشتار به گوشه هایی از خدمات شاپور بزرگ (یکم) میپردازیم .

پس از اردشیر بابکان٬ بنیانگذار سلسله ساسانی٬ پسرش شاپور به تخت نشست. شاپور که جنگاوری بی همتا بود توانست در روزگار شاهنشاهی خود چنان شکوه و نیرویی به ایران ببخشد که پیش و پس از او کم نظیر بود. وی همچنین فردی بسیار دانش دوست بود و در زمان او ایران پیشرفت فرهنگی چشمگیری کرد. در این نوشتار برآنیم تا گوشه هایی از آنچه این شاهنشاه بزرگ ایران برای این سرزمین کهن کرده است را بنمایانیم.

سکه دوران شاپور یکم ساسانی

شاپور پیش از رسیدن به شاهنشاهی:

اگرچه شاپور پس از مرگ پدر به تخت نشست٬ ولی از کتیبه ها و نوشته های دوران اردشیر بابکان چنین برمی آید که زمانی  که اردشیر پرچم شورش علیه اردوان اشکانی را برافراشت٬ شاپور همچنان در کنارش بود و این دو با هم در مقام فرمانده لشکر جنگها را رهبری میکردند. به نوشته مسعودی٬اردشیر در برابر مجمعی از مغان٬ شاپور را دلیرترین و تواناترین همه فرزندانش معرفی کرد و در سنگ نبشته های نقش رجب و فیروزآباد٬ شاپور به عنوان وارث تخت و تاج شناسانده شده است. این همراهی شاپور تا بدانجا رسیده است که حتا در دوران اردشیر بابکان این دو با هم بر تخت شاهی نشستند و در سکه هایی که از آن روزگار به جای مانده است چهره این دو شاه با هم دیده میشود. همچنین در نامه ای که گوردیان سوم برای سنا نوشته است٬ به "شاهنشاهان پارس" به صورت جمع اشاره میکند که این خود نشانه دیگری است که در دوران شاهنشاهی اردشیر٬ شاپور هم به عنوان شاه شناخته میشده است.همچنین سنگ نگاره ای در سلماس آذربایجان دو اسب سوار را نشان میدهد که هر دو تاجهایی شبیه تاج اردشیر را بر سر نهاده اند که به احتمال زیاد باید خود اردشیر و شاپور باشند. سنگ نبشته دیگری در دارابگرد٬ شاپور را پیروز در برابر امپراتور روم نشان میدهد ولی تاجی که شاپور در این نگاره بر سر دارد دوباره تاجی همانند تاج اردشیر است که نشان از پیروزی دو نفره این دو در جنگها میدهد. باری٬  در سال ۲۳۷ ترسایی اردشیر به همراه شاپور به میانرودان (بین النهرین) لشکر کشیدند. تاخت و تاز این دو به ویژه در نصیبین و حران٬ شوکی بزرگ به رومیان وارد کرد تا آنکه در سال ۲۴۰ بالاخره قلعه شکست ناپذیر و فتح ناشدنی هترا به دست شاپور و اردشیر گشوده شد و بدینگونه ساسانیان در همان آغاز سلطنتشان نشان دادند که حریفی بسیار سرسخت و نیرومند برای رومیان هستند.

شاپور شاهنشاه ایران و انیران:

اردشیر بزرگ کمی پس از این پیروز خیره کننده درگذشت و شاپور را به جانشینی خود بر تاج و تخت ایران باقی گذاشت. شاپور به سرعت میانرودان را تسخیر کرد و به سوی سوریه تاخت. در اینجا درگیری هایی با رومیان رخ داد که به جنگ راسائنا انجامید و رومیان در این جنگ توانستند شاپور را موقتا پس برانند و حران و نصیبین را باز ستانند. در این هنگام اوضاع امپراتوری روم بسیار آشفته شد چرا که سپاهیان رومی که مدت زیادی بود حقوق نگرفته بودند علیه امپراتور روم گوردیانوس شوریدند. در این شورش که به تحریک فرمانده گارد خود گوردیانوس ٬ فیلیپ عرب ترتیب داده شده بود گوردیانوس کشته شد و فیلیپ عرب به جای او بر تخت نشست. فیلیپ که در چنین اوضاع نابه سامانی به امپراتوری رسیده بود٬ در خود نمی دید که بتواند با ساسانیان زورآوری کند و بنابراین به سرعت تقاضای پایان دادن به جنگ کرد. فیلیپ حاضر شد که در ازای صلح با شاپور به ایران باج و غرامت بپردازد. همچنین روم ٬ ارمستان را به ایران واگذار کرد و رومیان تعهد دادند که در امور داخلی ارمنستان دخالت نکنند. این قرارداد برای روم بسیار تحقیر آمیز بود و همین اعتبار شاهنشاهی نوپای ساسانی را در دنیای آن روز چند برابر کرد. باری٬ فیلیپ عرب پس از کشمکش هایی بر سر امپراتوری سرانجام در سال ۲۴۹ ترسایی از دسیوس شکست خورد و کشته شد و سنای روم دسیوس را به امپراتوری برگزید. پس از مرگ دسیوس ، دوباره جنگ میان ایران و روم در گرفت. شاپور به تندی سوریه و انطاکیه را تصرف کرد. در همین زمان امپراتور والریانوس برای مقابله با شاپور به جنگ او آمد. در جنگی که در سال ۲۵۹ میان شاپور و والریان در گرفت . والریان شکست خورد و خود و بسیاری از سپاهیانش اسیر شدند . این پیروزی بار دیگر آوازه امپراتوری نوپای ساسانی را بر سر زبان ها انداخت و احترام و ابهتی برای در جهان برای آن دست و پا کرد. این پیروزی بزرگ در سنگ نگاره ای در نقش رستم به خوبی به تصویر کشیده شده است. شاپور بر اسبی سوار است که پیکار گردیانوس را زیر پا له کرده است و  والرین برای ادای احترام در برابر اسب شاهنشاه بر زمین ادب افتاده است. پس از این پیروزی بزرگ، شاپور در سنگ نبشته ای در نقش رجب خود را شاهنشاه آریاییان و نا آریاییان ، از تخمه اردشیر بزرگ و نوه پاپگ میخواند. 

شاپور و دانش و فرهنگ :
روزگار شاپور بزرگ که از نگر قدرت نظامی و سیاسی ایران را به اوج رساند ، از  نگر فرهنگی و توجه به دانش های زمان نیز دورانی طلایی در تاریخ ایران به شمار میاید. شاپور همچنین بنای چند شهر بسیار مهم را در ایران گذشت. از آن جمله اند : شهر گندی شاپور در خوزستان و شهر نیشاپور در خراسان که هر دو شهر هایی هستند که بعد ها در علم و ادب سرآمد روزگار خود شدند. در گندی شاپور بزرگترین بیمارستان و دانشگاه آن روز جهان بنا شد که مرکز علمی جهان در زمان خود بود. از دیگر شهر هایی که شاپور بنا نهاد میتوان به بیشاپور در پارس و پیروز شاپور در نزدیکی رودخانه فرات اشاره کرد . در زمان شاپور همچنین مانی ظهور کرد و گفته میشود که در زمان تاجگذاری شاپور اصول آیین خود را برای مردم اعلام کرد. مانی بسیار مورد  پشتیبانی شاپور قرار گرفت چنان که یکی از ۷ کتاب خود را به زبان پهلوی (پارسی میانه ) نوشت و  "شاپورگان" نام نهاد و به  شاهنشاه بزرگ تقدیم نمود.

در روزگار شاپور همچنین جنبش ترجمه به وجود آمد. بسیاری از کتاب های یونانی، هندی و بابلی در پزشکی و نجوم ترجمه شدند و با دانسته های ایرانیان در این زمینه ها آمیخته گشتند . در سال ۲۷۱ میلادی ، بیمارستان و دانشگاه جندی شاپور در دزفول بنیان نهاده شد که  از دانش های پزشکی ایران و دیگر ملل در آن بهره گرفته می شد.در دانشگاه گندی شاپور همچنین نخستین مرکز پژوهش درباره بیماری های دریایی را نیز به وجود آمد . چنان که در کتاب دینکرد میخوانیم که در روزگار  ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می‌پرداخت.از شاپور همچنین در کتاب تلمود (از کتاب های دینی یهودیان ) بسیار یاد و ستایش شده است. در زمان شاپور جامعه یهودیان ایران مورد پشتیبانی شاهنشاه بودند و خود شاپور دوستی نزدیکی با شموئل یکی از امورائم های (مفسرین و شارحان آیین یهود ) بسیار مشهور یهودی داشت.